The memories of missshahtot

Memory 15 ... خوابگاه و انچه بر من طی این دو روز گذشت


خوابگاه :

امشب پدرم یه جدول آورد که دانشگاه های علوم پزشکی رو رده بندی کرده بود از لحاظ رتبه وتیپ ... 

به ترتیب : دانشگاه تهران ،  شهید بهشتی ، اصفهان ، شیراز ، مشهد  و علوم پزشکی ایران که  تهرانه ،با مشاور که صحبت کردم میگفت با توجه به رتبه ات ، احتمالش هست که 

همین تهران ،دولتی قبول بشی اما شانس قبولیت تو علوم پزشکیه اصفهان و در کل شهرای

 دیگه مثله مشهد و... بیشتره؛

همه چی به شانست برمیگرده ( اگرچه من اصلا شانس رو قبول ندارم ، و به جاش به

 قسمت و خواسته ی خدا اعتقاد دارم )

خانواده ام با این که یک شهر دیگه برم موافقن و با خوابگاه هم موافقن ...

خصوصا مامانم که معتقده من به شدت لوس بار اومدم و برام نیازه که یکم سختی بکشم

که پخته تر بشم و خیلی چیزا رو یاد بگیرم .

از بحث وسواسی بودنه من که خیلی هم شدید نیست و بهتر شدم بگذریم، 

میرسیم به بحث غذا و لباس شستن و تمیزیه خوابگاه ، بازم اینا چیزی نیس که نشه درستش

کرد ، اما مهم ترین مسئله  برای من دوری از خانواده است 

من در کل این جوریم که احساساتمو زبانی بروز نمیدم و در عمل نشون میدم مثلا یکیو 

دوست دارم  در عمل ثابت میکنم ....در کل تو خودم میریزم البته معمولا.

وقتی بحث خوابگاه شد ، خیلی چهره ی خونسردی رو گرفتم و خودمو جوری نشون دادم که 

اصلا برام مهم نیست ... اما اصلا همین که به دوری از پدر مادری که هجده سال باهاشون بودم

و البته خواهرم توتک که به شدت دوسش دارم ،فک میکنم ... اصلا یه بغضی ناخودآگاه 

گلومو فشار میده...

بله این انتخاب ، علاقه و هدف من بوده ... فهمیدم که خیلیم سختی داره و تلاش زیاد میخواد

اما حالا شما فرض کنید به این سختیا دوری از خانواده هم اضافه بشه...

اما خب همیشه به خدا توکل کردم ، الان هم همچی رو می سپارم به خودش ،‌ شاید 

برای من نیاز باشه که سختی بکشم و کمی از اخلاقای بدم اصلاح بشه ...

شاید نیازه که ریاضت بکشم که بعدها بتونم مردمم رو درک کنم و بهشون کمک کنم .

توکل بر خودش :)


موسیقیاین  روزا سنتورم شده یار و یاور و دوستم ، هر وقت که ذهنم مشغول میشه

نت خوانی میکنم و میزنم.

روز یک شنبه با استاد کلاس داشتم ... با این که خیلیم از من بزرگتر نیس ( فکر کنم شش هفت سال )  دائما میگه دخترم ... یا عمو جان :// ... ولی خیلی مهربونه ، یاد روز اعلام 

نتایج افتادم که یک ساعت قبلش پیشش بودم و به سختی تمرکز میکردم ! اونم درک کرد و زودتر کارو جمع و جور کرد ... 

یه دو صفحه ای نت داده باید روی سنتور تمرین کنم و به نظرم برای سومین جلسه داریم عالی پیش میریم ...اون دو صفحه رو هم باید حفظ بکنم :)

امروزم اون سنتور خاک خورده توی انباری رو که تمیزش کردم ، بردم که کوک کنه ولی جعبش خرابه .... اگر واقعا موسیقی رو دوست دارید و امکانش هست حتما برید ،کلی روحیه رو شاد 

میکنه :)

غذا پختن : دیروز به کمک پودر کیک شکلاتی زر کیک پختم ( عجب زحمتی !!) ولی خوب شد،

امروزم ناهار پختم ... خیلی کار وقت گیریه :/ ولی انصافا باحاله و دوست دارم :)


خانوم عین :دوست صمیمیه ... امروز بهش زنگ زدم ببینم چکار کرده ، گفت میمونم سال بعد ‌، پرسید نظر تو چیه ؟؟ بهش گفتم ببین مامان بابات چی میگن و در کل اگر واقعا هدف 

داری بشین و البته اگر در خودت میبینی که بازم میخونی ، کاری نکن که سال بعد بگی ، شاتوت ای کاش همون سال پیش رفته بودم و یه سال از عمرم الکی رفت ...

در مورد عین جان ، بهترین دوستم بوده که تاحالا تونسته اخلاقای منو تحمل کنه :/

خیلی خوش اخلاقه و اهل مسافرت و مهمونی ... کلا نقطه ی مقابل منه از هرلحاظ

و برام جالبه که این همه سال دوستیمون دووم اورده ( ماشالله ! )

انگار که خانوم میم هم میمونه ... فردا با عین عزیزم قرار گذاشتیم بریم بیرون البته اگر تنبل بازی در نیاره.

رانندگی : ثبت نام کردم بیست و هشتم شروع میشه ... خدا خودش بخیر بگذرونه .

ولی سر جمع فک کنم ده باری اومدم رفتم تا ثبت نام کرد ...پوکیدم واقعا :/ هر دفعه یه اشکال


امیدوارم شاد باشید :) و موفق :)

 + به زودی انتخابامو وارد میکنم... احتمالا فردا یا پس فردا... 

دعا فراموش نشه :)

Miss shahtot 

علیـ ــر ضــا
۱۸ مرداد ۹۶ , ۲۳:۴۳
سخته دوری 😐 می‌دونم ! تجربه ! 
خوشبحالتون 😀😀😀 پزشک ( دکتر شاتوت به بخش عمل 😂😂 ) 
اصن یه وضعیه 
😊
موسیقی 🙂 
رانندگی 😱😱😱😨😨 اعماق فاجعه است 😐😐😐
ممنون همچنین

پاسخ :

سلام :)
ماشالله تجربه :) .... بله خیلی سخته ، توکل بر خدا هرچی قسمت باشه😊
خخخخ😂😂😂 امیدوارم که شما هم موفق باشید و به خواسته هاتون برسید .
رانندگی که مجبورم
موسیقیم که عشقمه 💚 سخت نیس اصلا :)
:)))
تنها ...
۱۸ مرداد ۹۶ , ۲۳:۴۵
سلام عزیزم

دوری از خانواده سخته ان شاءالله همون تهران قبول بشی ولی اگه نشد برا رسیدن به هدفت باید بجنگی ناراحت نباش خدا بزرگه 

موفق و سلامت باشی شاتوت جان 

پاسخ :

سلام تنهای عزیز و مهربانم 💚

بله کاملا درست میگی،توکل برخدا ... هر چی که قسمت باشه :)
دوری و جدایی خیلی سخته :(

ممنون عزیزم شماهم همین طور💚
Va hid
۱۹ مرداد ۹۶ , ۰۰:۲۴
بهترین ها رو واستون آرزو می کنم . امیدوارم که تهران قبول شوید !!!!موفق باشید.

پاسخ :

ممنونم :)))
منم امیدوارم ... توکل بر خدا
ممنون شما هم موفق باشید 
🌹parmin 🌹
۱۹ مرداد ۹۶ , ۰۰:۲۷
سلام عسلم 😍😍😊💚💚
خب دونه دونه جواب میدم 
خوابگاه :  گاهی وقتا آدم یه هدفی رو انتخاب میکنه و قصد داره که کاری انجام بده ... ببین شاتوتم
باید تا تهش وایسی ، قبول دارم جدایی از خانواده سخته اما تو میتونی سر بزنی و بگی اونا بیان
هرچن وقت یه بار :)   یکم که بگذره عادت میکنی اولش سخته ... ولی حق میدم بهت :))

موسیقی : آفرین ادامه بده ... ولش نکنیا، بهونه های الکی،درس دارم و اینا هم نداریم

آشپزی : کیک میپزی برای من نمیاری ؟😐😐
خانوم عین : امیدوارم موفق باشه دختر خوبیه و خوش اخلاق مثله خودت خانومه 😊😊
رانندگی : تا تهش میری ،رهاش نمیکنیا .. میکشمت اگر ولش کنی 😈😈

پاسخ :

وای سلام عزیزم  😘💚
خوابگاه : درست میگی حرفاتو کاملا قبول دارم 💚

موسیقی : نه به خودم قول دادم ولی بازم چشم

آشپزی : آسمون چه قدر صاف و آبیه 😂😂 دفعه ی بعدی ببخشید عزیزم .💚

خانوم عین : ممنون 

رانندگی : باشه چرا حالا عصبی میشی 😨😨 خخخخ
عشقمی بخدا 😊😊💚
مریــــ ـــــم
۱۹ مرداد ۹۶ , ۱۰:۱۲
ولی من عاشق این بودم که دانشجوی یه شهر دور باشم
:))

پاسخ :

واقعا ؟ چرا خب...
دوری از خانواده که سخته
:)
** سیلاک **
۱۹ مرداد ۹۶ , ۱۰:۳۵
ان شا الله هر چی خیره برات پیش بیاد ..

تو خوابگاه نه نگران تمیزی باش نه نگران آشپزی فقط نگران یه چیز باش تقابل با آدمها و فرهنگهایی که زمین تا آسمون با فرهنگ و سطح تربیتی تو متفاوته .. این تنها چیزیه که خوابگاه رو غیر قابل تحمل میکنه .. که امیدوارم بازم بهترین ها نصیبت بشه و دوره دانشجویی برات پر باشه از خاطرات بی نظیر که بیای همین جا بنویسی برامون .. برای رسیدن به بهترین ها باید جوری تلاش کنی که دیگران نمی کنن :)))) 

پاسخ :

دقیقا منم همینو میگم توکل بر خدا

دقیقا درست میفرمایید ، مخصوصا برای من که زیاد ارتباط اجتماعیم قوی نیست و خیلی ارتباط 
نمیتونم برقرار کنم خوب :)
دقیقا باید تلاش زیاد باشه :)  انشالله که شما هم موفق باشید و ممنون از حرفاتون ‍:)
آی بابا
۱۹ مرداد ۹۶ , ۱۳:۴۰
موفق باشید ^__^

پاسخ :

ممنون :) و شما هم 
دُچــــ ــــار
۱۹ مرداد ۹۶ , ۱۴:۴۳
سلام عسلم 😍😍😊💚💚 خخخخ
خب دونه دونه جواب میدم

خوابگاه :  تو میتونی سر بزنی و بگی اونا بیان هرچن وقت یه بار :)   یکم که بگذره عادت میکنی اولش سخته ... ولی حق میدم بهت :))

موسیقی : آفرین ادامه بده

آشپزی : اینجا رو با اینستا اشتباه نگرفتی؟ چرا پستت عکس نداره؟ خخخ

خانوم عین : تا اونجایی که ما میدونیم شما یه دوست بیشتر نداری اونم اسمش عین توش نداره :)) ولی  دختر خوبیه و خوش اخلاق مثله خودت خانومه 😊😊

رانندگی : تا تهش میری ،رهاش نمیکنیا .. میکشمت اگر ولش کنی 😈😈مثلا پارمین تا حالا 8 بار امتحان داده و قبول نشده هنوز :)

پاسخ :

وااییی خدا پوکیدم 😂😂😂😂😂 چرا کامنتشو کپی کردید ؟ خخخخ 
خوابگاه : بله درست میفرمایید 
موسیقی : چشم 
آشپزی : منظورتون چیه ؟؟ خب گفتم شاید بزارم یکی هوس کنه گناه داره اما اگر مشتاقید دفعه بعدی
انشالله
خانوم عین : نه اینم دوستمه ولی به اندازه پارمین صمیمی نیستیم ، این همکلاسیم بوده :))
رانندگی : نه بابا خودش گواهی نامه شو پارسال گرفت :)))
اگر پارمین بفهمه .. خخخخ😂😂😂. الان که مثله چی داره کار میکنه چون مهمون دارن ، قصد رفتنم
ندارن 😐😐 خخخ خسته شد خیلی 😂 فک کنم یه هفته ای هست که اومدن😐😐
دُچــــ ــــار
۱۹ مرداد ۹۶ , ۱۵:۰۸
فعلا رفته توی نقش کوزت :)))

پاسخ :

خخخخخ بله :))
واران ...
۱۹ مرداد ۹۶ , ۱۵:۵۹
من هر جا میرم با کامنت های خنده دار جناب دچار مواجه میشم :|:)
آخه من چکار کنم این کامنتا رو نبینم ؟:))



+
امیدوارم دانشگاه تهران حتما قبول بشی :) 
اگرم احیانا اونجا قبول نشدی امیدوارم هر جا میری موفق و سلامت باشی و هیچ چیزی اذیتت نکنه حتی فضای خوابگاه :)

+
رانندگی تا الان جوانی ادامه بده :)
اتفاقا خواهرزاده ی من همون اوایل قبولیش و درسش گواهی نامه شو گرفت چون بعد از گذشت دو سال دیگه وقت سر خاراندن هم نداری :)‌چه برسه به رانندگی :)
پس پیش بسوی موفقیت :)


پاسخ :

خخخخخخ😂😂😂😂 
منم وقتی کامنتاشون روخوندم پوکیدم ...اون چیزی که خنده دارش میکنه اینه که خیلی جدی 
و فقط با یک لبخند ملیح :) شوخی میکنن
منم امیدوارم... توکل برخدا شاید برام لازمه :)
بله دقیقا منم به خاطر همینه که میخوام همین امسال گواهی نامه بگیرم :))
ممنون از حضورتون :) 💚💚
🌹parmin 🌹
۲۰ مرداد ۹۶ , ۰۱:۳۷
@ دچار
خسته نشی کامنتای منو کپی میکنی؟؟😑😑 خخخخخخ
من همون بار اول قبول شدم 😂😈
ولی مثله این که شما یه ده باری امتحان دادی 😑😑 خخخخ😂😂😂

پاسخ :

خخخخخخ😂😂😂
من یه لحظه احساس کردم شمایی دوباره کامنت گذاشتی 😊😊
دُچــــ ــــار
۲۱ مرداد ۹۶ , ۰۸:۱۲
@ پارمین :)
بار اول؟!

پاسخ :

راست میگه همون بار اول قبول شد من شاهدم :))) 😂😂
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
من بانو شاتوت هستم
خوش آمدید
Designed By Erfan Powered by Bayan