The memories of missshahtot

Memory 34...برایم از شهریور و تابستان بگو ...


ماه شهریور رو خیلی دوست دارم ...نه فقط برای این که متولد این ماه هستم

به این دلیل که همیشه این ماه برای من پر بوده از اتفاق های ناب و شیرین که با یاد آوریش

ناخودآگاه لبخند میزنم ...

در کل بهترین لحظه هارو در این ماه تجربه کردم ...

خب این همه در این مدت من نوشتم این بارنوبت شماست که  بنویسید ...

شعر ، دست نوشته ، متن و یا شعری نو که درمورد این ماه ( شهریور ) یا فصل تابستان

...شنیدید ،  خوندید یا حتی خودتون نوشتید :))

من بعدا تمام این شعرهارو در دفترخاطراتم که ارزشمندترین شی برای من هست

 ثبت میکنم و تا ابد حفظ میکنم ...


اول خودم شروع میکنم ...این شعر از اخوان ثالث رو خیلی دوست دارم :

 مست کرد امشب نسیم ِمست شهریور مرا

گرچه باز از چشم ِتر آبانم ، از دل ْ آذرم

ماه شهریور پراست از خاطرات عشق من

من به جان تا زنده باشم ، عاشق شهریورم

شاهدم باش ای سحر ! کامشب توخندیدی ومن

همچنان گریان به یاد آن بت ِافسونگرم

آن بهشت آرزویم ، تاج عمرم ، هستیم

سایه پرورد ِخیالم ، نازنیم ...دلبرم 


اگر شعر یا متن کوتاه زیبایی از شهریور نداشتید ....خاطره و اتفاقی دلنشین که دراین ماه

 یا فصل تابستان براتون رخ داده بنویسید 

بدون شک من رو خیلی خوشحال میکنه :)

لحظه هاتون شاد ....

Miss sshahtot


kerman man
۲۲ شهریور ۹۶ , ۲۳:۱۰
امیدوارم روزهای باقی مونده شهریور بهتون خوش بگذره :)
ایام به کام ...

پاسخ :

ممنون امیدوارم به شماهم خوش بگذره :))
ممنون و شماهم :)
פـریـر بانو
۲۲ شهریور ۹۶ , ۲۳:۲۶
من فکر کنم خاطرۀ خوش شهریوری امسالو تو وبم ثبت کردم :))
ولی بازم فکر می کنم و اگه شعری چیزی به ذهنم رسید برات میفرستم ;)

پاسخ :

انصافا هم خاطره ی خیلی خوبی  بود
آره حریر جان اگر به ذهنت رسید حتما بیا بگو ...خوشحالم میکنی:)))
 بوس بر تو :**
واران ...
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۰:۰۸

شعر تابستان ملک الشعرای بهار :

ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب

کز پشت شیر تافت دگرباره آفتاب

مرداد ماه باغ به بار است گونه گون

از بسد و زبرجد و لولوی دیریاب

هم شاخ راز میوه دگرگونه گشت چهر

هم باغ را به جلوه دگرگونه شد ثئیاب

بنگر بدان گلابی آویخته ز شاخ

چون بیضه‌های زرین پر شکر و گلاب

سیب سپید و سرخ به شاخ درخت بر

گویی ز چلچراغ فروزان بود حباب

یا کاویان درفش است از باد مضطرب

وان گونه گون گهرها تابان از اضطراب

انگور لعل بینی از تاک سرنگون

وان‌غژم‌هاش یک‌به‌دگر فربی‌ و خوشاب

پستان مادریست فراوان سر اندرو

و انباشته همه سرپستان به شهد ناب

یک خوشه زردگونه به رنگ پر تذرو

دیگر سیاه گونه به‌سان پرغراب

یک رز چو اژدهایی پیچیده بر درخت

یک رز چو پارسایی خمیده بر تراب

یک‌رزکشیده همچو طنابی و دست طبع

دیبای رنگ رنگ فروهشته برطناب

یک ‌رز نشسته ‌همچو یکی ‌زاهدی که ‌دست

برداردی ز بهر دعاهای مستجاب

وانک ز دست و گردنش آویخته بسی

سبحهٔ رخام ودانه به‌هر سبحه بی‌حساب

باغست نار نمرود آنگه کجا رسید

از بهر پور آزرش آن ایزدی خطاب

آن شعله‌ها بمرد و بیفسرد لیک نور

اخگر بسی به شاخ درختان بود بتاب

روی شلیل شد به مثل چون رخ خلیل

نیمی ز هول زرد و دگر سرخ از التهاب

آلوی زرد چون رخ در باخته قمار

شفرنگ سرخ چون رخ دریافته شراب

شفتالوی رسیده بناگوش کود کیست

وان زردمو یکانش به صندل شده خضاب

پاسخ :

این زیباترین شعریه که درمورد باران شنیدم تقدیم به شما عزیز دلم :)

قطره قطره بر سرگل می چکید ...گل زخواب خویشتن بیدار گشت
دید باران آمده دیدار او 
زود با تعظیم سر عذری بخواست از برای خواب درهنگام او 
قطره قطره بارش باران به گل ، شرم گل را نابود ساخت 
گل به خنده آمد و شاداب گشت 
بارش باران تبسم کرد و گفت : امدم تا خنده هایت بشنونم
گل به باران گفت : من هرروز را تا به شب بیدار بودم وانگهی
صبر من در دیده ی من خواب رفت ...
رفت و رفت ...گل بخند ...باران بخند 
ابر با حسرت به باران نگریست ...داد زد از دست باران داد زد
داد یعنی رعد و خشمش برق زد 
ناگهان باران به خود امد که وای ...فرصت من از پی معشوقه برفت
با تمام غصه و ناراحتی یک وداع تلخ با گل کرد و رفت ...
گل به یاد روزگاران خود فتاد ...باز در تنهایی خود گشت زار
صبری خواهم کرد تا دوباره دیدنش
چند روزی رفت در پی روزها ...بارش باران شد و باران رسید
هرچه کرد اما گل خود راندید ...سبزه ی همسایه ی گل را بدید
از گلش پرسید و سبزه در جواب 
گفت : عمر گل بود چند روز کم ...در این روزها او پیر شد 
هرگل گلبرگ او از وی جدا ، بادشد ،  گلبرگ ها در جو ، رها 
سبزه میگفت و دل عاشق بسوخت ...خون به بارش آمد و در دشت ریخت
بعد چندی که گذشت از روزگار ...یک گل سرخ از دل  خاک آفرید
این گل سرخ نام لاله را گرفت ...
« یاد لاله ، یاد باران ، یاد گل »
بعد آن هرکس لاله را بدید ... یاد آن قصه به ذهنش میرسید 
« یاد لاله ، یاد باران ، یاد گل » 
# سکینه شنبدی
ممنونم واران جان خیلی شعر زیبایی بود در توصیف تابستان ...لذت بردم *_____*

واران ...
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۰:۱۶

تابستان :

سایه ای می جویم

سایه ای پر الفت

کوچه ها گرم کلام

خانه ها گرم سخن
 

کودکی با شادی

روی خاک نمناک

کلبه ای می سازد

کلبه ای بی سرما

ان طرف تر

دخترک می دوزد

لباس از جنس خیال

و عروسک پشت ویترین مغازه

چشمکی می زند به دنبال لباس

 

این طرف تر

در خیابان گنجشکی افتاده بی غذا

فصل تابستان است

می نویسم شعری

از زبان سهراب

و خدایی که در این نزدیکی است ...

شاعر: هستی شمس

پاسخ :

من نمیگویم در این عالم ...
گرم پو ، تابنده ، هستی بخش چون خورشید باش
تا توانی پاک روشن مثل باران 
مثل مرواید باش 
# فریدون مشیری
تقدیم به واران ( باران )

واران جان خیلی ممنونم :))) بابت این سه تا شعری که برام نوشتی حسابی
غافل گیر و ذوقزده شدم :)))
به قول یکی از دوستام بوس بر سرانگشتانت که نوشتی :))
خیلی حس خوبی بهم منتقل کرد هرسه :)
اسمان ***
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۰:۱۷
شاتوت عزیزززززم
طولانی هست ولی این شعرو خیلی دوستش دارم ..برسد به شاتوت عزیزم :)) 
دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ، ریگی ، لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود که صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه کسی با من حرف می زد ؟
لب آبی
گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی ، سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست ،
سیب هست ،
ایمان هست...

پاسخ :

دل میدهم به آسمان ابری چشمانت...
وقتی شکوفه باران میشود ...
شاید دریایم کنند 
هومان 
# تقدیم به آسمان عزیزم که قلبش همیشه صاف صاف است :))
و خورشید آسمانش همیشه تابان ، گرم  و درخشنده :)
ممنون خیلی خیلی زیبا بود :)
و خیلی روح نواز ...زندگی هست ... سیب هست ...مهربانی هست :)))

Shahtot 🍇🍇🍇
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۰:۳۵
اینو واران جان تو پست قبلی نوشته بودن خیلی زیبا بود ...منم باخودم گفتم این جا بنویسم
که یه مجموعه ی شیرین دربیاد و تا ابد حفظ بشه :
منم شهریور دلخون که از پائیز بو برده
چه بی انصاف پائیزی که هرچه بوده اوبرده
رسیده برمشامم بوی آن پیراهن مصری
همان پیراهن چاکی که از این دیده سوبرده
فغان از عشق شیرینی که با خود حسرت آوردو
به جایش هرچه پروردم دراین دل آرزوبرده
مرا این عشق روزی آبرو بخشید اما حال
میبینم که از من - بی مروت - آبروبرده
خداحافظ که گفت و رفت ، دیدم بی دلم کرده
یقینا آش را با جاش حین گفت و گو برده
تماشا دارد آن لحظه که از نقاش این برکه
دلش را درغروبی تلخ چشم قو برده....
پیمان برنا


پاسخ :

به به *_________*
چه قدر زیبا :)))

Shahtot 🍇🍇🍇
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۰:۴۴
اینم خیلی قشنگه و روح نوازه  *_______* 

شهریور عاشق انار  بود 
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد
آخر انار شاهزاده باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا ؟!
انار اما فهمیده بود 
میخواست بگویداوهم عاشق شهریور است
اما هربار تا میرسید فرصت شهریور تمام میشد
نه شهریور به انار میرسید
و نه انار میتوانست شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سال هاست انار سرخ است
سرخی از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پاییز میدهد
# مرسده

P : اصلا دلم برای انار و شهریور کباب شد :(((
عجب شعری بود :`(

پاسخ :

بیشتر غم انگیز بود :(((
کاش شهریور و انار حرف دلشون رو بهم بزنن :`((
اگر نمیتونن من برم واسطه بشم حداقل :`(
در کل اینم خیلی قشنگ بود در مورد شهریور 
میم حا
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۰:۵۳
من یه بار شعر گفتم کافی نبود |: 
دوست داذین تا درباره اینم شعر بگم (((:

پاسخ :

بله هر وقت تونستید ، بیاید شعرتون رو این جا بنویسید که همه اش
یک جا جمع بشه :)))
خیلی ممنون لطف میکنید :)
لیمو جیم
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۱:۲۴
این فیلم تقدیم به شما:) 
لینک  
http://mydreamylife.blog.ir/1395/06/27/10-به-امید-پاییزی-که-وقتی-به-اخر-رسید-جوجه-ای-از-جوجه-هامون-کم-نشده-باشه

اون شعر هم عاااااالی بود واقعا 

پاسخ :

تو ملغمه ای از برگ های لیمو و خاری
حجله ای سبز که روستائیان بسته اند
مردمی از دامن ها و دامنه های لیمو
لبهایت که مملکت چشم های جهان است 
و دست هایت که قدم گاه حضرت شاعر
بوی لیمو میدهد 
# موسی زنگنه
تقدیم به لیموی عزیزم که بوی خوش لیمو میدهد
انصافا عجب صدایی داشت این آقاعه :)))
خیلی متن زیباو تامل برانگیزی بود راجع به فصل تابستان :) ممنونم لیمو جان :)
قربانت :**

Va hid
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۱:۴۱
سلام خانم دکتر!!!
اولا تبریک می گم تولدتون رو !!پشاپیش یا پساپس!!!
راستشو بخواهی گفتم که حافظه ام خیلی خیلی ضعیفه !خاطره ای از شهریور تو ذهنم نیست !!!

عوضش دو تا شعر یکی در مورد شاتوت و شعر دیگر از شهریور رو ،تقدیم می کنم !!!!


شاتوت

حالا که می روی
جیبهایم را از شاتوت پر کن!
می خواهم هر وقت دست در جیب می برم
دستم سیاه شود
و یاد تو و بخت سیاهم بیفتم!

خانم ملیکا زارعی


شهریور

شهریور است 

و شهر ما 

عمریست 

پاییز است

سید محمد موسوی

ببخشید شعرهایی که انتخاب کردم کمی تلخ است !!! من سلیقه خوبی ندارم!!!

درود بر شما!!!شما خیلی بزرگواری و یک الگوی مناسب!!



پاسخ :

سلام :) ممنونم تولدم نزدیکه....

قلمتان  را بردارید ،

بنویسید از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید 

و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است

گل مریم ، گل رز

بنویسید از دل یک عاشق بی تاب وصال

از تمنا بنویسید

از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود

از غروبی بنویسید که چون یاقوت و شقایق سرخ است

بنویسید از لبخند

از نگاهی بینویسید که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد

قلمتان  را بردارید ، روی کاغذ بنویسید :

 زندگی با همه تلخی ها شیرین است ... :)

#برای آقا وحید


خیلی ممنونم از شعرهایی که نوشتید ...اون شاتوته هم جالب بود

اما همین جا خدمت خانم زارعی بگم که شاتوت ارغوانی و بنفشه نه سیاه

و خیلیم خوشرنگ و یادآور خاطرات و حس های شیرینه همیشه :))))

والا:))

نه خیلیم خوب متشکرم ...هدف بیشتر ثبت شعر یا دست نوشته است:) ممنون :)

لطف دارید :)

مریــــ ـــــم
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۸:۲۲
شاتوت میدونی
من اصلا حس خوبی به شهریور ندارم
نه شهریور و نه تابستون
من تو شهریور تنها داییمو از دست دادم
و هم اینکه حساسیت فصلی پدرمو تو این فصل و ماه در میاره
:)
و هیچ شعری نه برای ماه شهریور بلدم و نه برای هیچ ماه دیگه ای
ببخشید

پاسخ :

مریم جان میدونی ...خود فصل تابستان و ماه شهریورهم برای من
همیشه اتفاق های خوب نیوفتاده ...قبول دارم که پر بوده از اتفاق های خوب
اما اتفاق های ناگوار هم افتاده مثل فوت دخترخاله جوانم که بیست ساله اش 
بود :(( و تو همین ماه فهمید تومور داره و فوت کرد :((
اما اگر همیشه بخوایم با دید منفی که این ماه مثلا برای من همیشه بده ..
خود به خود این انرژی منفی وارد میشه و ناخودآگاه اتفاق های بدی میوفته
فوت داییت قبول دارم خیلی ناراحت کننده بوده اما سعی کن اتفاق های خوبی
روهم که افتاده درنظر بگیری که با رسیدن تابستان و شهریور حس بدی از پیش
بهت وارد نشه :)))
عیب نداره عزیزم مهم حضورت بود :)) *___*
لیمو ترشـــ🍋
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۹:۰۷
اوه! تولدتون مبارکا! حالا یا پیشا پیش یا پسا پس😉

پاسخ :

ممنون لیموی عزیزم :))
تولدم نزدیکه *_____*
دُچــــ ــــار
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۹:۲۵
شهریور است و رفته شور عشق از سر ..ک
+سلام :)

پاسخ :

سلام :)
ممنون :)
ام شهرآشوب
۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۹:۴۱

تقدیم با عشق .... 


ظهر تابستان است.
سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است.

سایه‌هایی بی لک،
گوشه‌ی روشن و پاک،
کودکان احساس! جای بازی این‌جاست.

زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.

آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد.

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم، که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است، که مرا می‌خواند..

سهراب سپهری

پاسخ :

چیزی در وجودت درحال شکل گرفتن است 
حسی تازه ...تجربه اش زیباست 
و تو عنوانی میگیری به بلندای آسمان
و این زیبا ترین عنوان عالم است
خداوند چه زیبا رویش را به تو نشان میدهد 
و این بهترین هدیه از جانب خداست 
مریم سادات موسوی

# تقدیم با عشق با ام شهرآشوب عزیزم که به زودی زیباترین عنوان یعنی
مادر را میگیرد :))
ممنونم خیلی شعر زیبایی بود بینهایت زیبا
از همه جالب ترش واژه دل و زندگی و سهراب بود که وقتی روشون میزدی بازهم
شعرباز میشد :)) واین خیلی شیرین بود و غافل گیرکننده
ممنونم ام شهرآشوب عزیزم از لطفت :) و خلاقیت زیبات :)
mitra .mo
۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۳:۴۴
به به!
خیلی هم عالی و زیبا!
تولدم پیشاپیش مبارک!
روز اعلام نتایج و تولدم یکی شد امسال:(

پاسخ :

ممنون میتراجان :)
تولدت پیشاپیش مبارک امیدوارم بهترین ها برات رقم بخوره و
موفق باشی
روز تولدت مصادف بشه با بهترین روز به همراه اتفاق های شیرین :)
DeL Nevis
۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۴:۰۷
:))
ای بابا چقد بیان جو ادبیاتش خوب بود من خبر نداشتم D: همه تو کار شعر و شاعرین !
خدایی من چیزی به ذهنم نرسید
ولی شما مضایقه نکنید ! احیانا شعری چیزی راجع به دل نویس سراغ داشتید بذارید :)))


تنها خاطره من از شهریور  غروب 31 شهریوره :/ :))

پاسخ :

زندگی زیبا است....
گرچه زیباست ولی عمرگل کوتاه است
زندگی میگذرد درپی عمر
گرچه زیباست ولی عمرماکوتاه است
ما دراین بین فقط میخواهیم
شاخه ی معرفتی درگلستان حقیقت باشیم
شاخه عشق و وفا ...ریشه دارد در دل ..برگ هایش همه سبز
گرچه عمرش کوتاه است
ولی بوی آن جاوید است نام آن پابرجا
# داوود کریمی
برای آقای دل نویس...
باخود واژه ی دل نویس شعر نداشتم ...اما این شعر درباره ی زندگی و به نظرم
زیبا بود :) واژه ی دل هم در درونش داره :)
بله همه ماشالله اهل شعرن :)
مگه چه اتفاقی براتون افتاده اون روز ؟ تولد منم دقیقا همون روزه :)

DeL Nevis
۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۶:۵۸
فرداش یک مهر ه :))

خب پس یادم باشه اون روز تبریک بگم D: :))

پاسخ :

آهان از اون لحاظ...ولی بین خودمون باشه من عاشق یک مهربودم
و دقیقا سی و یک شهریور :| نه به خاطر این که تولدم بود ...به خاطر اینکه
ذوق وسایل نو و کیف و کفش جدید و..رو داشتم :))
اصن با یه ذوقی وسایلمو آماده میکردم و مرتب میکردم ^_____^
ممنون لطف دارید :))
Shahtot 🍇🍇🍇
۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۷:۲۱
رم و سبک کام برده شـهریور
مرا به سردیِ ایام برده شــــهریور

گلوی خشک مرا سخت می فشارد 
ببین خزانِ مرا نام برده شــــهریور

سرم،سرم شده سنگین مرا توانی نیست
چرا مرا به سرِ بام برده شــــهریور

دلم شکسته،کمی غصهِ ترا دارم
دلی که ساده و آرام برده شــــهریور

به چشم غم زدهِ من غبار مهر نشست
شکوه و جلوهِ بادام برده شــــهریور

وجود خستهِ من را به باد سرد سپرد
به سوی کورهِ بهرام برده شهریور

بیا بیا که وصالت به جان خریدارم
وصال میکده و جام برده شــــهریور

ستاره چینِ بهار و دلِ زمستانم
دل از ستارهِ خیام برده شــــهریور
 
اشرف السادات کمانی#

پاسخ :

به به عجب شعری پیدا کردی شاتوت ^____________^
اصلا داغ داغه :)))
خیلی زیبا است خیلیییی*____* 💚
البته نرم وسبک ...ن رو جا گذاشتم :|
DeL Nevis
۲۳ شهریور ۹۶ , ۲۰:۲۰
:/ جل الخالق
خودت کامنت میذاری خودت قربون صدقه خودت میری ؟! :/

پاسخ :

:))))))
خیلی باحاله :)))) 
دیدم اگر بخوام تو پست بنویسم طولانی میشه بعضیا :)  میان میگن
 اندازه شاهنامه  فردوسی نوشتی گفتم تو کامنت بنویسم :)))
 ولی بعد از تجربه اش خیلی خوشماومد...
از این به بعد قصد دارم خودم به خودم کامنت بدم :| 
DeL Nevis
۲۳ شهریور ۹۶ , ۲۰:۴۰
اون بعضیا با کی بودی ؟! :/ ملت چه تیکه های باحال میندازن :)) جدی بهتون گفته اندازه شاهنامه می نویسین ؟!
هرکی بوده دمش گرم خیلی باحال بود :))   p:

پاسخ :

با اون فردی هستم که در پستاش نخود درحال ریسه رفتن از خنده میگذارد :)))
هیچ اشاره ی مستقیمی هم ندارم : q
[ سوت زنان در افق محو میگردد :)) ]
( درحالی که میگوید : ملت جدیدا چه خودشون رو تحویل میگیرن :| )
من که باحالی ندیدم : دی :)))
DeL Nevis
۲۳ شهریور ۹۶ , ۲۱:۲۹
عه ؟! :/ نخود میذارن تو وبشون ؟! :/ مگه وبلاگ جای نخود لوبیاس ؟! :/

:/ ای بابا ضعف بینایی پیدا کردین ؟! :/ نچ نچ نچ ...
همش تقصیر این کامپیتر و گوشیه :)))

پاسخ :

بله نخود میذارن تازه از اون نخودایی که از خنده ریسه میره :| :))))

به نظرم بعضیا ضعف بینایی دارن که نخود میگذارن و نمیبینن :|
تازه فراموشی هم دارن که نخود میگذارن و یادشون میره :| نچ نچ نچ 
: q :))) خخخخ
من و غریبه
۲۳ شهریور ۹۶ , ۲۱:۴۱
شاتوت عزیزم تولدت مبارک :)

اینم از من برای تو
 
دختر شهریور!
گندم موی ترا
مهر دستان طلای خورشید
چه فریبا
زیبا
دانه دانه
رج رج
چه شکیبا
بافته...
 
آن خدای باور
اولین و آخر
شعر این مزرعه را
به لطافت
با عشق
همچو دیبا تافته...
 
غزل صورتی یاد محبتهایش
همچو گوشواره
به قلب و جانم
نغمه خوان،
آویز است...
 
دختر شهریور!
شاعرانه،رقصان
می خرامی آرام
تو در آغوش نسیم
با غمی بی آهنگ
دامن سبز تو
میبازد رنگ
عاشقانه،دلتنگ...
 
آخرین سمفونی تابستان!
زردی گاه به گاهت
هرچند
قاصد پاییز است
دست فصل سوم
بر تن و گیسویت
مهرِ شعرآمیز است
چشم بارانی او
خیس از عشق،
ز غزل لبریز است
کوچه های قلبش
نور امّید تب شبدیز است...
 

اینترنت چه شهریوری ها رو تحویل گرفته هااا!!

پاسخ :

 دختر  یعنی لبخند در هجوم گریه ها، آرامش وقت بی قراری ها، عاشقانه ای هنگام غروب،
دختر یعنی تفسیر جمله ی “دوستت دارم” یعنی خدا هم زیباست، عجب نقاشی خوبی است
دختر یعنی دختر، مادر، معصومیت تا بی نهایت…
# تقدیم به من و غریبه ی عزیزم....یک دختر دوست داشتنی :)
ممنونم عزیزم....خیلی خیلی زیبا بود
در وصف یک دختر شهریوری  :)
متشکرم مهربان من :)
موفق و پیروز باشی*_______*
Frozen Fire
۲۴ شهریور ۹۶ , ۰۱:۰۵
هر چی شعر بوده که گذاشتین که!لذت بردیم ^_^
خاطره هم...زیاد یادم نمیمونه..فقط یه مورد یادمه که اونم تلخه!

تولدت پیشاپیش مبارک شهریوری جان ;)

پاسخ :

من تا شعر میبینم سریع می نوشتم :)))
انشالله که دیگه هرگز اتفاق های تلخی برات نیوفته و این ماه برات
پرباشه از اتفاق های شیرین :))
ممنون فروزن عزیزم ^______^ :))
آقای سر به هوا(o_0)
۲۴ شهریور ۹۶ , ۰۱:۵۸
ماشاالله هرچی کامنت طولانیه اینجاس

☺دنبال میکنم

پاسخ :

من معمولا هم کامنتام طولانی میشه هم بعضی از پستام :)))
کم کم عادت میکنید :) برای یکی از پستام فک کنم تضاد و اختلاف طبقاتی...
آقای دل نویس نزدیک ۶۳۸ تا کلمه کامنت گذاشتن :| :)))) خخخخ و انصافا هم
خیلی کامنت کامل و جامعی بود ^_____^ :)))
فعلا که رکود کامنت های  طولانی رو تا الان ایشون زدن :))
+ خیلیم خوب خوش اومدید :)) 
Nelii 💉📚
۲۴ شهریور ۹۶ , ۰۳:۰۷
شهریور دختر ته تغاری 
تابستان
عجیب بوی پاییز می دهد
بوی باران    . . .
نگاه آفتابش هم دیگر آنقدر
سوزان نیست   . . .
شهریور انگار اصلأ
دختر تابستان نیست    . . . . .
*بضاعتم در همین حد بود دیگه،ببخشید:)
تولدتم پیش پیش مبارک خانوم دکتر مهربون😘

پاسخ :

میگویند اگر تصویری از خواسته ی خود  را در ذهن ترسیم کنید 

و آن تصویر را به اندازه ی کافی در آنجا نگاه  دارید، دیری نمی پاید

 که خواسته ی شما به طور دقیق، برآورده می شود. ویلیام جیمز

عشق به هدف مانع ترس و نگرانی میشود ...بدون تعقیب هدف

 زندگی  لذتی نخواهد  داشت . کولانی

# برای نلی عزیز ومهربانم امیدوارم که به هدف های زیبا و بزرگش برسد

ممنون نلی جان خیلی خیلی زیبا بود ...دوست داستمش*______* 

 خیلیم عالی :))💚🌼

مهیار حریری
۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۳:۵۱
از کدامین ظهر تابستان گرفته ای
چشمانت را
من با هر نگاهت
تمامی تو را تشنه ام...

سعید مطوری

پاسخ :

اوکه هم نام خداوند جهان است ( وکیل )
برسر مشکل مردم نگران است وکیل
گاه رودیست خروشان که به دریا برسد
گاه آرام تر از آب روان است وکیل
همه ی فکر و تلاشش پی احقاق حق است
مثل یک کوه پناه دگران است وکیل 
بالی از عدل و عدالت به تنش دوخته اند
باز در اوج فلک درطیران است وکیل 
حسبناالله نعم الوکیل ...نعم المولی و نعم انصیر :)
# زهرا رضوی ( با اندکی تلخیص )
برای آقای مهیار :)
خیلی زیبا بود ... متشکرم :)
گیسو ..
۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۹:۴۷
توخودِخودشهریوری:)))

پاسخ :

سلام خوش اومدی :)))
بله و خوشحالم که یه نفر پیدا شد که شهریوریه :))💜
مریــــ ـــــم
۲۵ شهریور ۹۶ , ۰۸:۱۷
میدونی شاتوت
من وقتی حسم به یه چی تغییر کنه سخت میتونم عوضش کنم
:|

پاسخ :

من دقیقا نسبت به بعضی چیزا این جوریم :| 
باهات موافقم :))) خخخخخ
احسان .ی
۲۷ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۵
سلام مطلب و کامنت ها همه زیبا بودند یعنی عالی بودند :)
منم این متنو جهت یاد بود تقدیم می کنم:
شهریور عاشق انار بود 
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد
اخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا؟!

انار اما فهمیده بود،
می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است
اما هر بار تا میرسید، فرصت شهریور تمام میشد..
نه شهریور به انار میرسید
و نه انار می توانست شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سال هاست انار سرخ است..
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پاییز می دهد...


پاسخ :

سلام :)) خیلی ممنونم ^____^ :))

همیشه چای برایم بیشتر از یک نوشیدنی ساده بوده!
چای بهانه‌ ایست برای هم صحبت شدن با کسی....

چای میتواند واحد اندازه گیریه رفاقت و صمیمیت باشد!

هرچقدر چای یخ کند نشان میدهد چقدر حرف دارید برای گفتن که چای فراموش میشود

اکنون دلم چای میخواهد... قندپهلو! با یک رفیق ناب که چای را به چای ببندیم و گاهی استکان را سر بکشیم و بگوییم بازهم یخ کرد!

چای را جدی بگیرید! روزی دلتنگ این بهانه ی کوچک خواهید شد.

# ناشناس

#برای آقا احسان ....چای :)

چون عنوان وبلاگتون چای بود :) خیلی ممنونم از شعری که نوشتید خیلی زیبا بود ^__^

احسان .ی
۲۷ شهریور ۹۶ , ۱۷:۱۹
ممنون از لطفتون:) 
متن رو برام کامنت کنید واقعا زیبا بود

پاسخ :

خواهش میکنم :)
بله دراولین فرصت میفرستم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
من بانو شاتوت هستم
خوش آمدید
Designed By Erfan Powered by Bayan